یک از هموطنان به نام مانی میگوید: آقای گلرویی چند سوال هست که اگر برای مخاطب خود…

‫یک از هموطنان به نام مانی میگوید: آقای گلرویی چند سوال هست که اگر برای مخاطب خود ارزش قائل هستید پاسخ دهید.

من در سوئد زندگی‌ می‌کنم و از طریق فیسبوک با شعرهای شما آشنا شدم به هر طریقی که شده همه کتاب‌های شما را تهیه کردم زیرا سبک شعر گوییتان برایم جالب بوده. اما این به این معنی‌ نیست که هر چه می‌نویسید همه میخوانند و پرسش نمیکنند!

چطور با نوشتن این مطالب زندانی نشده اید؟ در حالیکه بسیاری، با نوشتن فقط چند کلمه‌ از این حرف‌ها سالهاست که در زندان هستند؟ برای مثال شاعری به اسم هالو همین چند روز پیش به زندان افتاد.
چطور کتاب‌های شما مجوز چاپ گرفته است؟
اخیراً گفته اید که به رئیس جمهور نامه نوشتید که چرا اجازه انتشار برخی از کتاب‌هایتان داده نشده و از ایشان خواسته اید که از فرصت طلائی استفاده کند و چرخه فرهنگ سوزی را متوقف کند!!! آیا شما عمامه به آن‌ بزرگی را بر سر آقای روحانی ندیدید؟ آیا اصولا میتوان از آخوندها که خود بانی‌ این چرخه فرهنگ سوز هستند چنین درخواستی کرد؟
آیا اگر ایشان مجوز چاپ کتاب‌های شما را صادر کنند مشکل شما حل میشود و چرخه فرهنگ سوزی متوقف میشود؟
شما با چرخه فرهنگ سوز مشکل دارید یا کلیت نظام جمهوری اسلامی؟ ظاهرا اگر مجوز کتاب‌های شما داده شود مشکل دیگری ندارید!
شما مرتب عکس‌هایی‌ که با خوانندگان گرفتید را منتشر می‌کنید؟ چه هدفی از این کار دارید؟ این عکس‌ها چرا تا حالا منتشر نشده بود؟ بعضی‌ از این عکس‌ها اینقدر قدیمیست، گویا دوران کودکی شماست.

آیا فکر می‌کنید با خواننده‌ها عکس داشتن اتفاق مهمی است؟ یا به شهرت شما میافزاید؟ دیده بودیم عوام با خواندگان عکس می‌گیرند تا کمی شهرت برای خود دست و پا کنند. ولی شما که لااقل به عنوان شاعر شناخته شده هستید، با انتشار این عکس‌ها میخواهید از شهرت خواننده وام بگیرید؟ یا اینکه میخواهید مردم را شیر فهم کنید که مثلا شعر فلان آهنگ را من گفتم ها.. یا فروش کتاب‌هایتان بالا می‌رود؟ این چرخه فرهنگ دوز عکس با این و آن‌ دیگر حال آدم را بهم می‌زند.

نگاهی به صفحه فیسبوکتان بکنید، شده است مثل صفحه ی سلبریتی ها.

سوال دیگر اینکه اصلا این عکس‌ها را چگونه و کجا با این افراد گرفتید؟ شما ظاهرا ساکن ایران هستید. اما عکس‌ها اغلب خارج از ایران گرفته شده، و در زمان‌های مختلف. با توجه به شرایط سخت گرفتن ویزا، شما چطور براحتی به خارج از کشور سفر می‌کنید؟ آیا پاسپورت کشوری دیگر را هم دارید؟

شما مرتب سعی‌ دارید که خود را فعال حقوق بشر، حامی‌ حقوق زنان و از این قبیل چیز‌ها هم معرفی کنید و پیوسته از مخاطب سخن میگوئید. در نامه دومتان هم به رئیس جمهور, نگران این هستید که مطالبتان به دست مخاطب برسد. آیا از مخاطبتان سوال کردید که اصلا این نظام را میخواهد یا نه‌؟

نحوه فعالیت شما بسیار شبیه به صدائی آشناست، صدائی که سرطان زاست. بله صدای اصلاح طلبی. صدائی که به یک رفورم ظاهری قانع است!

به قول خودتان آدم به شعورش برمیخورد. نبض هر نویسنده، خواننده و یا شاعر مخاطب است و بس. اگر مخاطب نبود شما هم مجبور نبودید زحمت انتشار عکس‌ها و شعر‌هایتان را هر روز در فیسبوک به خود بدهید و یا ۳۰ جلد کتاب چاپ کنید!

اگر به دنیای خصوصی خود قانع هستید که خوب هر چه میخواهید بکنید و بنویسید، به کسی‌ هم مربوط نیست. اما زمانی که پا به‌‌‌ عرصه جذب مخاطب و تحت تاثیر قرار دادن افکار مخاطب میگذارید میبایست اوّل خود را درست و شفاف معرفی کنید. شعر‌های شما به تنهائی قادر به معرفی شما نیست. چه بسیار شاعران و خوانندگانی که ماهیت و ذاتشان هیچ ارتباطی با آثارشان ندارد. فراموش نکنید که هم عاقای خمینی شاعر بود و هم عاقای خامنه‌ای شاعر است.

برای شعور مخاطب ارزش قائل باشید. یک بار برای همیشه بطور شفاف بنویسید که به عنوان یک شاعر یا هر چیز دیگر چه میخواهید؟ آیا اگر دولت روحانی اجازه انتشار کتاب بدهد مشکل حل میشود؟ شما که میدانید اوضاع در ایران چگونه است، اصولا نامه نگاری به یک آخوند و ارسال نامه به ایلنا به چه معنی‌ است، و آیا به شعور شما بر نمیخورد؟ به شعور ما که برخورد!

اگر روحانی مجوز انتشار به کتاب‌های شما بدهد، آیا اصولا مجوزی که یک مشت آخوند و جنایتکار صادر میکند ارزش دارد؟ آیا با دیدن لوگوی وزارت ارشاد روی جلد کتابهایتان به شعور شما بر نمیخورد؟

تلاش برای گرفتن مجوز چاپ فقط میتواند بر جیب شما تاثیر گذار باشد و وزارت ارشاد هم کاملا از این موضوع آگاه است. اینروز‌ها آثاری که مجوز چاپ ندارند پاک تر و صادق ترند. در حال حاضر به هر چیزی که در ایران مجوز انتشار میگیرد باید شّک کرد.
شما در یک ویدیو گفته بودید که آلبوم‌های موزیک که مجوز دارند را نمیخرید چون آن‌ را توهین به شعور خود میدانید. این در مورد کتاب هم صدق میکند. چطور کتاب‌هایی‌ که مجوز وزارت ارشاد می‌گیرند توهین به شعور مخاطب نیست؟

اگر دغدغه شما رسیدن آثار شما به دست مخاطب است، نیازی به گرفتن مجوز و ارسال نامه عاشقانه + دستمال ابریشمی به رئیس جمهور نیست. شما میتوانید به جای انتشار عکس‌های سلبریتی با مهوش و پریوش و سیاوش و جلال همتی، بسادگی آثارتان را در همان صفحه فیسبوکتان منتشر کنید و یا بصورت کتاب الکترونیکی از اینترنت به دست مخاطب برسانید. گرفتن هر نوع مجوز چه برای یک آلبوم موزیک و چه برای کتاب، تائیدی بر استمرار وضع موجود است. یک لحظه فکر کنید چقدر مضحک است، از همان سیستم و اشخاصی‌ که تو را به این روز انداخته اند و مجوز زندگی‌ کردن را از تو گرفته اند، طلب مجوز کنی، و اگر لطفی کردند و نیمچه مجوزی به تو دادند، کلاهت را بندازی هوا و بروی دوباره بنویسی در انتقاد همان آدم ها
خوب که نگاه می‌کنی، میبینی‌ گویی این فقط عوام نیستند که دچار حماقت شده اند. خواننده، نویسنده، هنرمند و خلاصه گویا هر کس در سطح و کلاس خودش از این عنصر بی‌ بهره نبوده
این دقیقاً همان نقطه ضعفی است که سالهاست بخاطرش زمین میخوریم. فقط زمانی بلبل می‌شویم که منافع شخصی مان به خطر میافتد، همین که منافع شخصی ما تامین میشود دیگر آرام می‌شویم.
گاهی‌ تناقض میا‌‌ن گفته‌ها و کارهایی که انجام میدهیم به قدریست که هیچ صدایش را درنیاوریم بهتر است چون بویش دنیا را به گند میکشد!

مانی رومان
۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

http://j.mp/1IwGDVK

اینکه فردی که خود را مدعی در ادبیات فارسی میداند ، هنوز با معنای دقیق کلمه ی «مترجم» آشنایی ندارد ، بسیار تاسف بار ، شک برانگیز و غیرقابل باور است. باورپذیر نیست که فردی نادانسته، رونویسی از کتابهای دیگران و تغییر واژگان آنها به سبک و سلیقه ی شخصی خود را «ترجمه» بنامد و نام خود را «مترجم» گذارد. این بدان معناست که جناب مترجم ، یک دروغگوی جاعل است… یک کلاهبردار.
متاسفانه تمامی آثاری که از او بعنوان ترجمه تا به امروز منتشر شده است ، بازنویسی و بازسرایی ِ ترجمه های افرادی نظیر «احمد شاملو ، پیروز ملکی ، ویدا مشفق ، مانی ارژنگی و…» است و بس.
برای نمونه کتاب «جنس ضعیف» او ، بازنویسی ترجمه ی «ویدامشفق» است که در سال ۱۳۵۷ چاپ دوم آن توسط نشر صفی علیشاه منتشر شده است. او تنها در دوکتاب «فرشته‌ ای‌ در كنار توست‌» و «دیوارها سخن‌ نمی‌گویند» ، نام مترجمان اصلی را بعنوان همراه ، در کنار نام خود آورده است.
مورد دیگری که لازم است به آن اشاره کنم ، ادعای «یغما گلرویی» مبنی بر انتشار کتابهای ممنوعه اش ، توسط «انتشارات زخمه» در آلمان است. انتشاراتی که به هیچ عنوان وجود خارجی ندارد. این دسته از آثار در چاپخانه ای زیرزمینی در تهران منتشر می شوند ، ولی «یغما گلرویی» با سودجویی و سوءاستفاده از ساده لوحی مخاطبان، از آنها مبالغی بعنوان هزینه ی پست آلمان به ایران علاوه بر قیمت کتاب دریافت می کند ، که این مساله خود به تنهایی ، کلاهبرداری محسوب می شود و بس.

یغما گلرویی در صورتی که اعتراضی به این حقایق تلخ دارد ، می تواند پاسخ خود را به زبانهای فوق الذکر بصورت یک مونولوگ ویدیویی برای من ارسال نماید تا در همین صفحه منتشر کنم.

افشین پرورش

متن کامل در لینک زیر:

http://j.mp/1F23kir

یکی‌ از هموطنان در یک پیغام خصوصی به سایت سپیده دم نوشته است:

با سلام خدمت گردانندگان صفحه سپیده دم، میخواستم موضوعی رو که امروز برای من پیش اومده رو با شما در میون بگذارم، من امروز روی صفحه شاعر معروف یغما گلرویی پستی مشاهده کردم در مورد تصادف خودروی کذایی که نوه آیت الله ربانی شیرازی در آن کشته شد، ضمناً این صفحه توسط خود شاعر اداره می شه، توی این پست با حالتی کجدار و مریز انتقاد کرده بود از برخورد مردم با این گونه حوادث، و تمام واکنش ها رو ربط داده بود به عقده های شخصی و کمبود ها و….. من زیر این پست کامنتی گذاشتم و فقط توضیح دادم که فرد مزبور در این تصادف کذایی چه کسی بوده و پدر بزرگ وی چه کارهایی کرده و گفتم شاید قسمتی از واکنش ها به این دلیل بوده، الآن با کمال تعجب دیدم که نه تنها کامنت من حذف شده بلکه ایشون من رو به اصطلاح بن هم کردند اونهم بخاطر مطلبی که کمترین توهینی توش نبوده و حتی قسمتی که از آیت الله مذکور نوشتم هم کاملاً مودبانه و به دور از هتاکی و بی حرمتی بود. حالا آدم متوجه میشه که چطور کتاب های یک عده هنوز هم در داخل کشور چاپ میشه، و حتی به چاپ دوم و پنجم و دهم می رسه!

و یک جوان ایرانی‌ به نام علیرضا در کامنتی نوشته بود:

یغما گلرویی ، با تمام علاقم نسبت به یه سری شعراش … ولی احساس میکنم یه چیزی تو مایه های نوری زاده…
چطور واسه شاهین نجفی که حکم ارتدادش صادر شده شعر میگه .. باهاش عکس میندازه… ازش تعریف و تمجید میکنه…شعرای تند انتقادی میگه … کسیم باهاش کاری نداره… اونم تو روزگاری که یه وبلاگ نویس منتقد معمولی یا اعدام میشه یا زیر شکنجه کشته میشه…‬

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: