(در نظام ولايت فقيه) تا خون در رگ ماست اين خاك بر سر ماست هواى پاك حق مسلم ماست…

‫(در نظام ولايت فقيه) تا خون در رگ ماست اين خاك بر سر ماست
هواى پاك حق مسلم ماست
———

امروز تمام ایران ژاله گون است ..
امروز که من ژاله گون ام
و تو ژاله گون ای
و ما ژاله گون ایم
جهان ژاله گون است ..
آن که در زنجیر اهریمن گرفتار است
آری گر اسیر است
جمع اسیران ژاله گون است ..
دختری را دیدم
که از ترس سگان هار و بیماری
دو تار از زلف خود را نهان میکرد
من گمانم هم او
و هم تمام دختران ژاله گون است ..
اندکی آنسوی تر
فرو رفته مردی سر در گریبان نداری
در غم تکه نانی و اندک متاعی
لاجرم آن مرد سر در گریبان ژاله گون است ..
و دیدم مادری را
که از داغ فرزندش امانش نیست
و می گرید و می نالد دمادم
ببین او هم ناله گویان ژاله گون است ..
اندکی آنسوی تر مزاری بود
و فرزندی که با خیل آرزوهای اش
به زیر خاک مسخ آلودی خفت
آه که امروز هم این گور و
هم تمام گورستان ژاله گون است ..
کمی آنسو جوانی بود
که آزادی را ندا میکرد و از آزادگی میخواند
صدایش را در گلو کشتند
چون آن شیرین بیان ژاله گون است ..
تمام دشت ما سبز و
کوه های پابرجاتر از پا سبز و
زیباترین امواج دریا سبز و
جنگل و دار و درخت ماجرا سبز و
بیگمان امروز
تشنه لب تر از بیابان ژاله گون است ..
اگر امروز مهربانی نفس بر میکشد
درین دشواری تلخ
چون ژاله ی هشتاديان ژاله گون است ..
ندا ها را به جرم آزادی
سینه میمالند بر خاک
چه نابینای اند
نمی بینند ندا ی عاشقان ژاله گون است ..
هموطن برخیز
خروشی کن
بزن فریاد از این بیداد
و من هم میزنم فریاد
که این قانون آزادی ست
تن ما سبز و فريادمان ژاله گون است ..
من اگر برخیزم
تو گر برخیزی
همه بر می خیزند از خواب
و باهم سرود آزادی می نوازیم
چون دل ما سبز و گلومان ژاله گون است ..
وین چنین دانم ای یاران
اگر رستم سر برآرد کنون از خاک
جهد ما را درودى گوید
آری امروز رستم نوشین روان ژاله گون است ..
وگر ما یکایک
فریدون را بسان باشیم
میگریزد ضحاک از خروش ما
اگر دانی کاوه ی آهنگران ژاله گون است ..
و میدانم که گر
این نیمشب تنگ و تاریک
شود مسحور شقایق ها
در پگاهى که نزدیک است
خواهد دمید آفتاب
چون گمانم کهکشان ژاله گون است ..
خوب به یاد دارم
صدای سبز ما
به خاموشی رهسپار و اضطراب آلود
درين شبگیر خواب آلود
در شبی که دانم
از دل وز جان ژاله گون است ..
خروش لاله ای وحشی
اهرمن را در غار استبدادش
به کنج خیل انزوای اش
از ستون جان ترساند و هم لرزاند
توگویی زمین و هم زمان ژاله گون است ..
تمام شهر را سرخ کرد آن لاله ی وحشی
و همراز شقایق ها
می ناب مغان را سرکشید
چون آن پیر خرابات مغان ژاله گون است ..
و عالم خاموش ما را
بگذاشت و بگذشت
از این ویرانی جانکاه
و آنک عالم خاموش و ویران ژاله گون است ..
شهیدی بود که این ظلمت فزا را
سرود عشق و آزادگی میخواند
ولی اهریمنان گفتند که او از ماست
تو آیا این نميدانى
شهید راه آزادی
چون جوانمردی از آیین جوانمردان ژاله گون است ..
و او ژاله گون است
شهید راه ما ژاله گون است
سرخی خون لاله ها ژاله گون است
گلستان پس از اندوه خزان ژاله گون است ..
گر امروز گلاویز است نور بر تاریکی
تو این دان نور پیروز است
و پیروزی با ماست
چون درین دشتستان نورانی
راه سبز و فانوس شبستان ژاله گون است ..
امروز تمام ایران ژاله گون است ..

پاینده ایران « سوشیانت آریایی »‬

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: