آه ای سرزمین بی زوالی ها ای زادگاه من ای خورشید رفته از یاد از تو شرمسارم …..

‫آه ای سرزمین بی زوالی ها
ای زادگاه من
ای خورشید رفته از یاد
از تو شرمسارم ..
ای خوزستان همیشه جاودان
ای دشت لاله های رفته بر باد
از تو شرمسارم ..
آه ای رقص غوغای
امواج خلیج تا ابد فارس
ای خدایگان سترگ و پابرجا
از تو شرمسارم ..
ای جاوید بی مانند
ای جوش و خروش در جاری
ای کارون غم آویخته ی بی همتا
از تو شرمسارم ..
من خجل گشتم ز روی ات
ای اروند بی مانند
ای طنین انداز غرش شیران باکرى ها
ای کهن بوم گلگون کفن پوشان بی پروا
از تو شرمسارم ..
ای کبود در پس شلاق استبداد
ای شکوه ايرانبان
همچو خجل خونین شهر از جهان آرا
از تو شرمسارم ..
از تو شرمگین ام
ای شبستان بی آرام
ای خاک در بند خفته در زنجیر
از تو شرمسارم ..
ای کهن یادگار
شوش و هخامنش و کوروش جهانگیر
از تو شرمسارم ..
مرا ببخش گر سر بزیر افکنده ام
وین چنین غریبانه غریب
در بند دیو و ددان
به خاک فتاده ام
از تو شرمسارم ..
مرا ببخش اگر آهسته و آرام
رام دیوان ستمگر گشته ام
و گر در هجوم گرگان اهرمن خو
سکوت یوغ بنده بودن نواخته ام
از تو شرمسارم ..
ای خاستگاه ايرانبان
ای هماى خوش آوا
ای کهن تر سرزمین بختیاری
از تو شرمسارم ..
گو به دشمن
گر درين ایل پدر مرد
کودکی در گهواره می نوشد شیر
تا ز خون سرخ خویش
ایران کند آبیاری
از تو شرمسارم ..
ای سرزمین نخلستان های آباد
ای خون و غیرت بی تکرار
از تو شرمسارم ..
ای دشت گندم زار عاشق
ای سرزمین لاله های وحشی بر دار
از تو شرمسارم ..
ای سرزمین همیشه سبز
ای توتیای چشم میهن
ای نادی فردای این ویران بوم
از تو شرمسارم ..
ای گریه های مادرانه
و نجوای عاشقانه با پلاک بی پیکر
ای مادر خونین اشک
ای فرزند سرفراز اوفتاده بر خاک
در پس کین دو ضحاک بد تينت و شوم
از تو شرمسارم ..

مرا ببخش ای بختیاری همیشه سربلند
مرا ببخش ای پاسبان مام میهن
مرا ببخش اگر پاسدار و نگاهبان این خاک اهورایی بودی
مرا ببخش اگر هیچگاه زمزمه ای از جدایی از مام وطن ننواختى
و اگر تو شناسنامه ی ایران زمین هستی
مرا ببخش که تو را به جرم میهن دوستی به روز سیاه نشانده اند
ای زادگاه من
مرا ببخش اگر رگ حیات بخش ایرانی
مرا ببخش اگر در زیر هر خانه ات دریایی از نفت و گاز خفته است
ولی سهم تو از نفت
بجز ريزگرد های خاک کربلا نیست
مرا ببخش اگر تمام گاز ایران از توست
اما تو خود در خانه ات از گاز بی بهره ای
مرا ببخش اگر هشت سال خون دادی
اگر با تمام اهريمنان جهان یک تنه به پیکار نابرابر سرافراز بیرون گام نهادی
مرا ببخش اگر سهم تو از جنگ
جای ترکش های خانمانسوز و انبوه آوارگان جنگی در این شهر و آن شهر است
وگر آن لاله گونان
که در راه ایران هدیه دادی
سهم فرزندان تو
چیزی بجز فقر و بیکاری و اعتیاد نیست
و تو ای هموطن عرب زبان من
مرا ببخش
اگر خون ملت همیشه مظلوم
فلسطین و لبنان و سوریه و عراق عرب
از تو به جرم عرب زبان ایرانی بودن رنگین تر است
ای خوزستان سرفراز
مرا ببخش
اگر ذره ای از دریای نفت زیر خاکت را
روی خاکت نميپاشانند
تا چهره ی زیبا و همیشه سبز تو
چون پاییز آرزو ها از خاک و طوفان زردگون
پاییز رخسار نگردد
مرا ببخش اگر نفت و گاز و خاک تو از آن همه است
اما گرد و خاک و طوفان و فقر و بیکاری و آوارگی تو فقط از آن توست
مرا ببخش ای مام میهن ..
آه ای جادوگر پیر و فرتوته
که رقت انگیز گفتی
خرمشهر را خدا آزاد کرد …
پس خدای نابیناى ات
در کدامین پستوی تاریک
و بی روزن خفته است
چرا اکنون
نخلستان دربند فتاده را آزاد نتواند کرد ..
آه ای اهریمن سیاه پوش
ما هشت سال خون ندادیم
تا بجای آزادی
خاک را تا اعماق جان نفس کشیم
ای سوداگر جهل و جنون
به خدایت بگو خاموش بمان
بگو جوانان ایران زمین
نوادگان رستم دستان
خونین شهر را
از چنگال ضحاک زمان بازستاندند
بگو اینبار
خاموش باش …
خاموش باش …
خاموش باش …
سوشيانت آريايى
٢٤ بهمن ١٣٩٣‬

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: